زندگی یک دختر

متن مرتبط با «شب یلدای منه شب هیئت حسین» در سایت زندگی یک دختر نوشته شده است

شبای پر ستاره

  • نیلوبلاگ

    میخواستم بیام بنویسم که چی شد،دیروز ساعت ۵ شده بود و دیگه باید میرفتم توی مطب مینشستم مریض ببینم و دیگه با جناب امید خان هم خداحافظی کردیم توی پیام .گفت بدرود تا ۱۱ شب.گفتم ۱۱ چرا؟ نوشت بیام امشبم دنبالت ؟ گفتم دوست داری بیای؟ گفت آرهافتادم به استرس که دختره ی بی فکر چرا وسایلتو نیاوردی باز ؟تنها پیشرفتی که دیروز حاصل کردم نسبت به پریروز این بود که کرم پودرمو گذاشته بودم توی وسایلام بردم با خودم .پریشب موهامو سریع یه ژل و آب زدم فرشون مرتب شد ،شالم مامانم برام اورده بود یه آرایش سبکم کردم و رفتم .صبح گفتم بد نیست یه شال همراهم باشه .یه شال رنگ دیگه گذاشتم توی کیفم.ولی هر جوری رفتم جلوی آینه نگاه کردم دیدم موهام امروز درست بشو نیست .نمیشدم باز زنگ بزنم مامانم اینا بیارن .یهو یادم افتاد یه ف...

    ادامه مطلب
  • نصفه شبی احساسات چی میگه؟

  • نیلوبلاگ

    میدونی حس خوب ینی چی؟ ینی وقتی ساعت 2شب نشستی داری شام میخوری و به زندگیت غر میزنی ،تو دلت بگی خدا حالا اینا رو که نمیشه کاریش کرد ولی میشه بارون بیاد الان؟ بعد وقتی داری سفرتو اروم اروم جمع میکنی که سر و صدا نشه یهووو صدای آسمون غرمبه(قرمبه؟)بیاد. بعد تو چشات قلب قلبی بشه کاش یه چیز دیگه از خدا خواسته بودم مثلا میگفتم خدایا بی شوهری بیداد میکنه...یهو یه چیزی شترق از آسمون میفتاد وسط سفرم دو د...

    ادامه مطلب
  • شب یلدای من

  • نیلوبلاگ

    خبببب امروز ساعت 6و نیم بیدار شدم و رفتم دانشگاه تا 3.ساعت یه ربع به پنج هم باز اومدم کلاس و تا 8هستم.الانم تایم استراحته و من تهنا نشستم حالا بعدا یکم از شخصیت بچه های کلاس زبان میگم و دلیل تنها نشستنمو هم میگم.ولی این تنهاییمو ترجیح میدم به یه سری حرف چرت و مزخرف بهلهههه ساعت 8و نیم میرسم خونه.امشبم همخونه جان نیستش و عصر رفت خونه ی فامیلاشون برای شب یلدا.به منم گفت بیاها. فردا هم کنفرانس دارم درس شیرین دانش خانواده مبحث طلاق.تا حالا لای کتابشو باز نکردم .دیگه باید برم خونه اونو بخونم و یکمم برای امتحان شنبم بخونم. اها چون شب یلداس و تنهام برا اینکه دلم به حال خودم نسوزه میخوام شام از بیرون بگیرم شب یلدای شما امسال چطوره راستی؟...

    ادامه مطلب